معنی زربیة
[ زَ / زِ / زُ بی یَ ] (ع اِ) بساط برگزیدهٔ پهناور. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). بساطی با تکیه گاه و بالش نشستن را. مسند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). فرش و تخت مزین. || شادروان. || چشمه. (ناظم الاطباء).[ زَ بی یَ ] (ع اِ) افراد متلون، که چون بر امراء وارد شوند هر چیز که از خیر و شر بشنوند تصدیق کنند و بهمین جهت (از جهت تلون) آنها را زربیة نامند و واحد آن زرابی است. حدیث: ویل للزربیة. (از اقرب الموارد). و رجوع به زرابی شود.
کلمات همقافیه با «زربیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر