معنی زربی
[ زِ / زَ بی ی ] (ع اِ) بالشچه و گستردنی و هرچه که گسترده و تکیه بر آن کرده شود. ج، زرابی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زرابی شود.[ ] (اِخ) رجوع به ابویحیی زربی شود.
کلمات همقافیه با «زربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر