معنی زراچه
7 بازدید
[ زَ چَ / چِ ] (اِخ) نام یکی از پهلوانان زنگبار است که بهمراهی پلنگر پادشاه زادهٔ زنگیان بجنگ اسکندر آمده بود و در روز اول هفتاد کس را بقتل آورد و آخرالامر سکندر خود بمیدان او رفت و بیک ضربت عمود کار او را ساخت. زراجه. (برهان) (از شرفنامهٔ منیری) (آنندراج) (از جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی). نام یکی از پهلوانان زنگ. (ناظم الاطباء). از موهومات شیخ نظامی است که نام یکی از پهلوانان نهاده و هفتاد نفر رومی کشته بود و آخر اسکندر او را کشت. (انجمن آرا): غ ستمگر سپاهی زراچه بنام غ ز لشکرگه زنگ بگذارد گام.نظامی.غ زراجه منم پیل پولادخای غ که بر پشت پیلان کشم پیل پای.غ (گنجینهٔ گنجوی تألیف وحید ص ۷۸).غ
کلمات همقافیه با «زراچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر