معنی زراهمة
[ زُ هِ مَ ] (ع ص) داه آزاد. (منتهی الارب) (آنندراج). پرستاری که برده و یا زرخرید نباشد. || زن نوجوان فربه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ستبر. درشت. (از اقرب الموارد). || عتیقه. یقال: امتة زراهمه؛ غلیظة و عتیقه. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زراهمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر