معنی زراسب
6 بازدید
[ زَ اَ ] (اِخ) نام پسرطوس بن نوذر است و او داماد کیکاوس بود. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). نام پسر طوس. (ناظم الاطباء). نام پسر طوس بن نوذرشاه که خواهر ریو نیز به حبالهٔ او بوده و به دست فرود ابن سیاوش کشته گشت. (شرفنامهٔ منیری) (از جهانگیری). نام پسر طوس نوذر که بر دست فرود کشته شد. (فرهنگ رشیدی). پسر طوس. (فهرست ولف ص ۴۶۷): هر آن کس که بود او ز تخم زراسب بیامد به ایوان آذرگشسب.فردوسی. رجوع به یشتها ج ۱ ص ۲۶۵، ج ۲ ص ۱۹۸ و زرسپ و مادهٔ بعد شود.[ زَ اَ ] (اِخ) نام مبارزی از ایران بود. (برهان). نام مبارزی ایرانی که به رزم افراسیاب به خیل کیخسرو بود. (شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «زراسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر