معنی زرادگاه
8 بازدید
[ زَرْ را ] (اِ مرکب) زرادگه. جائی که زره سازند. (فرهنگ فارسی معین). || زرادخانه. جایگاه ساز و برگ جنگ. سلاح خانه. محل نگهداری وسائل و مهمات جنگی : تا دیدم آن دوات پر از کلک تیغ فعل زرادگاه رستم دستان شناسمش.خاقانی. رجوع به زراد و زرادخانه شود.
کلمات همقافیه با «زرادگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر