معنی زرابی
7 بازدید
[ زَ بی ی ] (ع اِ) بالشچه ها و گستردنی ها و هرچه که گسترده و تکیه بر آن کرده شود واحد آن زِربی (زُربی) است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و فی اللسان: «الواحد من کل ذلک زَربِیّة» و منه فی القرآن: {/B«وَ زَرََابِیُّ مَبْثُوثَةٌ». ۱-۳۸۸:۱۶/}(قرآن ۸۸/۱۶). (اقرب الموارد). || گیاه زرد یا گیاه سرخ سبزی آمیز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).غ
کلمات همقافیه با «زرابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر