معنی زرآکنده
7 بازدید
[ زَ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) پرشده از زر. انباشته به زر. آکنده از زر: غ دل مکن چون زمین زرآکنده غ تا نگردی چو زر پراکنده.نظامی.غ
کلمات همقافیه با «زرآکنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر