معنی زدگان
9 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (اِ) جِ زده. ضربت رسیدگان. صدمه دیدگان. زبون شدگان : ای جوانان، زدگان که بزینهار شما آیند نزنید که ایشان خود کشته شده اند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۹۷). رجوع به «زده» و «زدن» شود.
کلمات همقافیه با «زدگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر