معنی زخیدن
8 بازدید
[ زَ دَ ] (مص) نالهٔ حزین کردن. در سنسکریت شوچ بمعنی مذکور هست و شین تبدیل به زاء و جیم تبدیل به خاء میشود. مولوی گوید: جانب تبریز آ از جهت شمس دین چند در این تیرگی همچو خسان میزخی. باقی مشتقات را هم شاعر میتواند استعمال کند. (فرهنگ نظام). رجوع به رخیدن و زخ و زخار شود.
کلمات همقافیه با «زخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر