معنی زخم بستن
7 بازدید
[ زَ بَ تَ ] (مص مرکب) التیام دادن. رجوع به «زخم» شود. || پیچیدن اطراف زخم با دستمال و مانند آن. رجوع به زخم شود. || بسته شدن و بهم آمدن سر زخم. رجوع به «زخم» شود.
کلمات همقافیه با «زخم بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر