معنی زخمهکردن
6 بازدید
[ زَ مَ / مِ کَ دَ ] (مص مرکب) ساز زدن. (آنندراج). زخمه زدن. زخمه ساختن. زخمه سازی. نواختن. نواختن ساز با مضراب : بالای مدیح تو سخن نیست کس زخمه نکرد برتر از بم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «زخمهکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر