معنی زخمهزن
6 بازدید
[ زَ مَ / مِ زَ ] (نف مرکب) زخمه زننده. نوازندهٔ سازهایی از قبیل رباب و بربط. ساز زن. رجوع به زخمه زدن شود: زخمه بر ابریشم عطار زن ار بصد زاری نوایی میزنی.عطار. ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی زاری از ما نی، تو زاری میکنی. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «زخمهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر