معنی زخمدار
6 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) مجروح و مضروب و زده شده. (ناظم الاطباء). دارندهٔ زخم. دارای زخم. و رجوع به زخم شود.
کلمات همقافیه با «زخمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر