معنی زخة
6 بازدید
[ زَخْ خَ ] (ع اِ) کینه و خشم. (منتهی الارب). کینه. ج، زخات. (مهذب الاسماء). خشم و کین. صخر گوید: فلا تقعدن علی زخة و تضمر فی القلب وجداً وخیفا. (از مقاییس اللغة ج ۳ ص ۷) (از محیطالمحیط). || زن. ج، زخات. (مهذب الاسماء). مزخه و زخة، زن را گویند. (از ترجمهٔ قاموس).[ زُخْ خَ ] (ع ص، اِ) گوسپندان ریزه. (منتهی الارب). بچه های کوچک گوسپند. (از کنز النثیر سیوطی).[ زُخْ خَ ] (ع ص، اِ) گوسپندان ریزه. (منتهی الارب). بچه های کوچک گوسفند را زخه نامند از زخ بمعنی راندن، زیرا آنها را میرانند. (از متن اللغة).در حدیث علی (ع) است که به عثمان بن حنیف نوشت: «لاتأخذن من الزخة و النخة شیئاً». (از تاج العروس).[ زَخْ خَ ] (اِخ) (یوم...) از روزهای معروف عربست. (از معجم البلدان).[ زَخْ خَ ] (اِخ)جایی است در سرزمین طی و علم منقول است از زخة بمعنی خشم و کین و یا از زخة بمعنی زوجهٔ مرد. (از معجم البلدان). عتکهٔ فزاری خطاب به عامربن طفیل گوید: أَ حسبت ان طعان مرة بالقنا حلب الغزیزة من بنات الغیهب عصباً دفعن من الابارق من قنا فجنوب زخه فالرقاق فینقب. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «زخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر