معنی زخاء
7 بازدید
[ زَخْ خا ] (ع ص) آنکه بول خود را بدور افکند. (از متن اللغة). || زنی که وقت جماع آب راند. (از تاج العروس) (از لسان العرب). رجوع به زخاخة و زخ شود.
کلمات همقافیه با «زخاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر