معنی زحیف
7 بازدید
[ زُ حَ ] (ع اِ مصغر) مصغر زحف (لشکر گران). رجوع به معجم البلدان و زحف در این لغت نامه شود.[ زُ حَ ] (اِخ) چاهی است. (منتهی الارب) (ترجمهٔ قاموس). آبیست واقع در بین ضریه و باختر. و آن را بئر زحیف گویند. راجز گوید: نحن صبحنا قبل من یصبح یوم زحیف والاعادی جنح کتائباً فیها جنود تلمح. اصمعی گوید، زحیف آبی است . (از معجم البلدان).[ زُ حَ ] (اِخ) کوهیست. (منتهی الارب) (ترجمهٔ قاموس). اصمعی گوید، زحیف کوهیست. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «زحیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر