معنی زحمت نهادن
7 بازدید
[ زَ مَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) تحمل کردن. بار نهادن. سنگینی چیزی را بر دیگری گذاردن : حسن تو زیور تو بس است اینقدر چرا بر گوش و سینه زحمت زیور نهاده ای. نظیری نیشابوری.
کلمات همقافیه با «زحمت نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر