معنی زحلیطة
4 بازدید
[ زِ لَ طَ ] (ع ص، اِ) (در تداول عامه) مرد ناکس و فرومایه را گویند. صحیح آن زحلوط است. (از محیط المحیط). رجوع به دزی ج ۱ ص ۵۸۲ شود. || تپهٔ بلند سراشیب. (از دزی ج ۱ ص ۴۸۲) (از محیط المحیط).
کلمات همقافیه با «زحلیطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر