معنی زحر

معنی زحر

6 بازدید
[ زُ حَ ] (ع ص) بخیل که چون ازو چیزی بخواهند دمی سرد برآورد یا ناله کند. (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). بخیل و زفت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بخیل. (ترجمهٔ قاموس).زَحْران.
[ زَ ] (اِخ) از قراء مشرق جهران است در یمن. (از معجم البلدان).
[ زَ ] (اِخ) ابن حسن، از محدثان است. (از ترجمهٔ قاموس) (از منتهی الارب). وی از عبدالعزیزبن حکیم حدیث شنید و ابن مبارک و وکیع و حضرمی کوفی از او استماع حدیث کرده اند. و این در تاریخ بخاری آمده است. (از تاج العروس).
[ زَ ] (اِخ) ابن حصن، از محدثانست. (از ترجمهٔ قاموس) (از منتهی الارب). وی از جد خویش حمیدبن منهب حدیث شنید و زکریابن یحیی بن عمربن حصن طائی از او حدیث شنیده است. (از تاج العروس).
[ زَ ] (اِخ) ابن قیس. از محدثانست. (از منتهی الارب) (از ترجمهٔ قاموس). زحربن قیس گوید، هنگامی که علی (ع) مضروب گردید من بمدائن رفتم و در آن وقت اهل بیت علی (ع) در آنجا بسر میبردند. (از تاج العروس).

کلمات هم‌قافیه با «زحر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید