معنی زحافة
5 بازدید
[ زَحْ حا فَ ] (ع ص، اِ) صیغهٔ مبالغه است. بسیار خزنده. ج، زَحّافات. || طائفه ای از حیوانات که با خزیدن راه میروند. خزندگان. رجوع به زَحّافات شود. || (در اصطلاح مولدان) وسیله و ابزار هموار ساختن زمین برای کشت است. ماله. مسلفه. (از معجم الوسیط) (از قاموس عصری، عربی -انگلیسی). اغلب زحافه را بر مسلفه اطلاق کنند و انجمن لغت مصری تصویب کرده که مسلفه و زحافه و مملقه را بر رندهٔ چوبی اطلاق کنند که کشاورزان پس از کشت، زمین را بدان هموار سازند. این آلت بفرانسه هرس نام دارد.
کلمات همقافیه با «زحافة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر