معنی زجالة
6 بازدید
[ زَجْ جا لَ ] (ع ص) تیراندازان. رماة. گویند: «خرج الامیر و بین یدیه الزجالة و الزجاله»؛ یعنی امیر بیرون شد در حالی که پیادگان و تیراندازان پیش روی او بودند. (از البستان) (از اساس البلاغة). جِ زَجّال. تیراندازان. (از معجم الوسیط). || آنانکه با مزجل (تیر کوتاه یا تیر بدون پر و پیکان) تیراندازی کنند. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «زجالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر