معنی زجاج فرعونی
7 بازدید
[ زُ / زَ / زِ جِ فِ عَ / عُو ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نوعی از زجاج (شیشه). (از دزی ج ۱ ص ۵۸۱). شیشهٔ سفید که بزردی میزده است و این همان است که منوچهری از آن بفرعونی جام تعبیر کرده، و جام در فرعونی جام بمعنی شیشه است. قال التیفاشی الماس علی نوعین، البلوری و الزیتی... و الزیتی یخالط بیاضه صفرة کلون الزجاج الفرعونی. ابن بیطار در مفردات خود در شرح کلمهٔ حجل گوید: زهرهٔ کبک با مسحوق زجاج فرعونی و ... مزیل بیاض عین است. صاحب تحفة آرد: زجاج فرعونی آن است که تخم مرغ را یک هفته در شیر تازه بخیسانند و شبانه روزی دو بار تغییر شیر دهند و بهر صد مثقال از زجاج، بیست وچهار مثقال از آن در حین گداز، اطعام کنند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). رجوع به الجماهر بیرونی ص ۹۳ و مخزن الادویه و زجاج شود.
کلمات همقافیه با «زجاج فرعونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر