معنی زبید الاکبر
5 بازدید
[ زُ بَ دُلْ اَ بَ ] (اِخ) یک رشته از بطن زبید (از قبیلهٔ مذحج) را زبید الاکبر گویند، بنام زبید اکبر، بزرگ این سلسله که نام او منبه الاکبر است. (از تاج العروس). قلقشندی آرد: زبید اکبر بطنی از بطون زبید است و آنان زبید حجازند. در مسالک الابصار آمده: خسارات حاجیان مصری از صفراء تا جحفة و رابع بر عهدهٔ زبید اکبر بود. (از صبح الاعشی قلقشندی ج ۱ ص ۳۲۷). و صاحب نهایة الارب آرد: بنی زبید بطنی است از سعد العشیرة از بطن قحطان. و آنرا زبید اکبر، و زبید حجاز گویند. حلفاء زبید اکبر آل ربیعهٔ شام میباشند. (از نهایة الارب ص ۲۶۸). رجوع به مادهٔ بعد شود.[ زُ بَ دُلْ اَ بَ ] (اِخ) منبه الاکبربن صعب بن سعد العشیرةبن مالک، بزرگ سلسلهٔ زبید الاکبر و نیای زبید الاصغر است. زبید الاکبر و زبید الاصغر از رشته های زبید بطنی از مذحج میباشند. (از تاج العروس). و سمعانی آرد: منبه بن صعب را زبید الاکبر گویند و قبیلهٔ زبید را بنام او زبید اکبر خوانند، زبید اصغر از شاخه های این قبیله است. (از انساب). قلقشندی آرد: زبید اکبر منبه بن صعب بن سعد العشیرة است ولی در عبر (تاریخ ابن خلدون) است که زبید فرزند صلبی سعد العشیرة است. فرزندان وی ربیعه و حارث اند. (از نهایة الارب ص ۱۶۵) (از معجم قبایل العرب عمر رضا کحالة). رجوع به نهایة الارب نویری ج ۲ ص ۳۰۱ شود.
کلمات همقافیه با «زبید الاکبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر