معنی زبیدهٔ قسطنطینی

معنی زبیدهٔ قسطنطینی

6 بازدید
[ زُ بَ دَ یِ قُ طَ طی ] (اِخ) یا زبیدهٔ استامبولی. دختر اسعدبن اسماعیل بن ابراهیم بن حمزه. مرادی او را ازجملهٔ مشاهیر قرن ۱۲ هجری شمارد و گوید: شاعری مشهور، ادیب، فاضل و دارای هوش سرشار است. در قسطنطنیه متولد گردید و در تحت حمایت پدرش که شیخ الاسلام و مفتی دولت عثمانی در آن زمان بود تربیت یافت و پس از آموختن قرآن، به فراگرفتن علوم و فنون پرداخت، از فقه و لغت نیز بهرهٔ فراوان گرفت اما به ادبیات بخصوص تعلق خاطری خاص یافت و در این رشته شهرتی بسزا حاصل کرد. بفارسی و ترکی شعر گفت، و معانی مبتکر و حیرت آور ابداع می کرد. پاره ای از شعرهای او دربارهٔ مدح سلاطین و وزیران وقت است، پیوسته روزگار به مطالعه میگذرانید. درویش عبداللََّه نقیب اشراف و قائد لشکر با او روابط نزدیک داشت و او شعر زبیده را بمیان مردم برد و در دسترس همگان قرار داد. زبیده در ذی قعدهٔ ۱۱۹۴ هـ . ق. وفات یافت. (از الدر المنثور فی طبقات رباب الخدور). و در خیرات حسان آمده: زبیدهٔ استانبولی، دختر اسعدافندی بن اسماعیل افندی شیخ الاسلام و از نساء مشهور استامبول است. در علوم فقه و لغت و ادبیات، مهارتی داشت و شعر فارسی و ترکی را بخوبی میسرود و صاحب مضامین بکر بود. سلاطین و وزراء اواخر سدهٔ دوازدهم هجری را مدح کرده است. بیشتر وقت خود را در مطالعهٔ کتب گذرانده و خود اشعار خود را مدون ساخته است و چون پدرش اسعدافندی و برادرش شیخ الاسلام شریف افندی نیز شعر میگفته اند دیوان او را بدیوان خود ملحق کرده یعنی در یک مجلد قرار داده اند و بعد از آن کاتبان این وضع را رسم کرده اند و اول شعر اسعدافندی و بعد ابیات شریف افندی و در آخر دیوان زبیده را مینویسند. وی را درویش افندی نقیب الاشراف که از صدور آن عصر بود، بزنی گرفته است. پسرش که فطنت تخلص داشته نیز از مشاهیر شعرا شمرده میشود. این زن در ذی قعدهٔ ۱۱۹۲ هـ . ق. درگذشت و در گورستان ایوب دفن شد.

کلمات هم‌قافیه با «زبیدهٔ قسطنطینی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید