معنی زبیدات

معنی زبیدات

6 بازدید
[ زُ بَ ] (اِخ) از قبائل شمال فلسطین. (از معجم قبائل العرب تألیف عمر رضا کحاله).
[ زُ بَ ] (اِخ) بطنی از حباب است از قبیلهٔ «مغره» که ملحق به «عبده»اند از قبیلهٔ «شمر» از بنی قحطان. (از معجم قبائل العرب از عشائر العراق ص ۲۸۸).
[ زُ بَ ] (اِخ) نام شعبه ای است از زبید. این شعبه ملحق اند به «بعیر» از قبیلهٔ «اسلم» که یکی از قبائل «صائح» از شمر بنی طی میباشد. (از معجم قبائل العرب از کتاب عشائر العراق ص ۲۰۸).
[ زُ بَ ] (اِخ) شعبه ای از دلابحهٔ صلته را گویند که از قبیلهٔ «شمر» طوقه میباشند. (از معجم قبائل العرب از عشائر العراق تألیف عزاوی ص ۲۳۷).
[ زُ بَ ] (اِخ) عشیره ای است ساکن در ناحیهٔ غور از منطقهٔ عجلون. گویند این عشیره نخست از قریهٔ حلبون نزدیک جنین فلسطین بیرون شدند و پاره ای از آنان به فلسطین فرودآمدند. (از معجم قبائل العرب از تاریخ شرقی الاردن و قبائلها تألیف بیک ص ۳۱۲).
[ زُ بَ ] (اِخ) فرقه ای است ساکن در حماة سوریه. (از معجم قبائل العرب از عشائر الشام ج ۲ ص ۱۵۵).

کلمات هم‌قافیه با «زبیدات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید