معنی زبونگیری
7 بازدید
[ زَ ] (حامص مرکب) عاجزچزانی : زبونگیری نکرد آن صید نخجیر که نبود شیر صیدافکن زبونگیر.نظامی.
کلمات همقافیه با «زبونگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر