معنی زبلدان
7 بازدید
[ زِ ] (اِ مرکب) جایی که خس و خاک و خاشاک و مانند آن در آنجا بیندازند. (آنندراج). مزبله و زبیلدان و جائی که در آن خاکروبه جمع می کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زبلدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر