معنی زبلاق
6 بازدید
[ زَ بَ ] (اِخ) پدر محی الدین زبلاق از دبیران انشاء سلطان بدرالدین. رجوع به تاریخ ابن العبری ص ۴۹۴ شود.
کلمات همقافیه با «زبلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر