معنی زبغدوانی
6 بازدید
[ زَ بَ دُ ] (ص نسبی) نسبت است به زبغدوان که قریه ای است از قراء بخارا. (از انساب سمعانی). رجوع به زبغدوان و مادهٔ زیر شود.[ زَ بَ دُ نی ی ] (اِخ) افلح بن بسام شیبانی مکنی به ابومحمد. وی از قعنبی نقل حدیث کند. (تاج العروس). سمعانی آرد: افلح بن بسام شیبانی مکنی به ابومحمد و مستجاب الدعوة نیکوکاران بود. از قعنبی و سعیدبن منصور و محمدبن سلام روایت دارد و محمدبن اسحاق بن خزیمه از او نقل حدیث کند. افلح بن بسام گوید پیش قعنبی بودم و از او حدیث میشنیدم، وقتی از من پرسید آیا حدیث ها که نوشته ای بر کسی عرضه داشته ای گفتم نه، گفت در این صورت کاری انجام نداده ای. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «زبغدوانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر