معنی زبعبق
8 بازدید
[ زَ بَ بَ ] (ع ص) بدخلق از مردم و جز آن. (منتهی الارب). بدخلق. (اقرب الموارد). جوهری این ماده را نیاورده و ابن درید گوید: زبعبق بدخوی را گویند و ابن بری بیت زیر را نقل کرده است: فلاتصل بهدان احمق شنطیرة ذی خلق زبعبق . (لسان العرب) (تاج العروس). بدخلق از مردم و جز آن. زبعباق کسر مثله. (آنندراج). بدخلق. (ناظم الاطباء). بدخو را گویند. (شرح قاموس). || زن بدخو. (مهذب الاسماء). || مرد تندمزاج (حدید) را زبعبق گویند. (از تهذیب الالفاظ ابن سکیت چ بیروت ص ۸۸). رجوع به مادهٔ فوق و ذیل شود.
کلمات همقافیه با «زبعبق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر