معنی زبرفوف
5 بازدید
[ زَ بَ ] (اِ مرکب) دشنام باشد. (جهانگیری). دشنام و نفرین. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). در فرهنگ بمعنی دشنام آمده مستند به بیت حکیم اورمزدی. (آنندراج): یک زبرفوف از دهانت نزد من از دعای عالمی خوشتر بود. اورمزدی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «زبرفوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر