معنی زبح
13 بازدید
[ زِ بَ ] (اِخ) (قربانی) و او یکی از سلاطین مدیان بود که جدعون (گدعون) او را به قتل رسانید. قضات بنی اسرائیل ۸:۵ -۲۸، مزامیر ۸۳:۱۱. (قاموس کتاب مقدس). بستانی آرد: زبح یکی از دو پادشاهان مدیانی است که در جنگ فلسطین شرکت کردند و سرانجام بدست جدعون به قتل رسیدند. نام پادشاه دیگر صَلمُنّاع است که در کتاب قضات بنی اسرائیل ۸:۵ تا آخر نام او با نام زبح آمده همانجا که داستان جنگ و شکست آنان در برابر جدعون و اسارت و قتلشان بدست او آمده. (از دائرة المعارف بستانی).
کلمات همقافیه با «زبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر