معنی زبان جنباندن
7 بازدید
[ زَ جُمْ دَ ] (مص مرکب) حرکت دادن زبان. زبان تکان دادن. || سخن گفتن. زبان را برای سخن گفتن بحرکت درآوردن : بدو گفت با کس مجنبان زبان از ایدر برو تا در مرزبان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «زبان جنباندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر