معنی زبان تازه کردن
7 بازدید
[ زَ زَ / زِ کَ دَ ] (مص مرکب) زبان تر کردن. زبان آوردن. (آنندراج): زبان تازه کردن به اقرار تو برانگیختن علت از کارتو.نظامی.
کلمات همقافیه با «زبان تازه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر