معنی زبان بگشادن
5 بازدید
[ زَ بُ گُ / بُ دَ ] (مص مرکب) زبان بگشودن. زبان برگشادن. سخن گفتن. آغاز سخن کردن : و عالم بدین تهنیت زبان بگشاد. (سند بادنامه ص ۱۴).
کلمات همقافیه با «زبان بگشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر