معنی زبان بر خود بستن
6 بازدید
[ زَ بَ خوَد / خُدْ بَ تَ ] (مص مرکب) از حرف دیگران دربارهٔ خود جلوگیری کردن. مانع بدزبانی و غیبت دیگران شدن : پس کار خویش آنکه آگه نشست زبان بداندیش برخود ببست. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «زبان بر خود بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر