معنی زایف

معنی زایف

5 بازدید
[ یِ ] (ع ص) زائف. درهم پست مردود و مغشوش. (تاج العروس) (اقرب الموارد). درهم ناسره. (ناظم الاطباء) (دهار). || کاسد مقابل رایج. ج، زیّف و آنرا زیف نیز گویند. ج، زیوف. (تاج العروس): و مازودونی غیرسحق عمامة و خمسمئی منها قسی و زائف. مزوّد. (از تاج العروس). رجوع به النقود العربیه و زیف و زیّف شود. || مرد متبختر. متفاخر. خرامنده بناز. (اقرب الموارد). و در نهج البلاغه در وصف طاووس آمده: و یمیس بزیفانه. و مقصود از زیفان جنباندن طاووس است دم خود را به راست و چپ. (اقرب الموارد). مرد و شتر و غیر آنها که بناز و تکبر (تبختر) بخرامند. (تاج العروس). و آنرا زیف نیز گویند و از مصدر صفت خواهند. (تاج العروس). رجوع به زیف شود. || کبوتر که دم خود را بزمین کشد و بگرد کبوتر ماده بگردد. (اقرب الموارد) (تاج العروس). نص صحاح عباب و لسان العرب این است: الحمام اذا جر الذنابی و دفع مقدمه بمؤخره و استدار علیها. (تاج العروس). || شتری که تند و متمایل رود و گویند: جمل زائف؛ ای فی شبه سرعة فیها تمایل. (اقرب الموارد). || (اِ) شیر. (اقرب الموارد). شیربیشه. (ناظم الاطباء) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «زایف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید