معنی زایغ
7 بازدید
[ یِ ] (ع ص) زائغ. آنکه از استقامت میل کند (کج رود). ج، زاغة، زائغة. (اقرب الموارد) (تاج العروس). رجوع به زاغه و زایغة شود. || مجازاً، چشم که ناتوان باشد. (اقرب الموارد) (تاج العروس). || مجازاً، خورشید که... میل کند و سایه بلند شود. (اقرب الموارد) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «زایغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر