معنی زایر

معنی زایر

7 بازدید
[ یِ ] (ع ص، اِ) زائر. زیارت کننده. ج، زایرون، زور، زوّار. (منتهی الارب) (آنندراج). آنکه بقصد زیارت آید. (فرهنگ نظام): زردگل بیمار گردد فاخته بیمارپرس یاسمین ابدال گردد خردما زائر شود. منوچهری. صدر تو بیت الحرام اهل نظم است از قیاس بنده از سالی بسالی زائر بیت الحرام. سوزنی. این مرا زائر آن مرا عائذ این مرا مخلص آن مرا دلدار.خاقانی. ذخیرهٔ گوشه نشینان و مقصد زایران. (گلستان سعدی). || مجازاً، سائل و خواهنده که از مسافتی نزد بزرگی رفته اند. دریوزه گر. در تاریخ بخارا آمده: خالدبن برمک این کلمه را بجای سائل و خواهنده معمول داشت : فزون زانکه بخشی بزائر تو زر نه ساده نه رسته برآید ز کان.فرالاوی. مال رئیسان همه بسائل و زائر و آن تو بر کفشگر ز بهر مچاچنگ. ابوعاصم. زائر ز بس نوال کزو یابد و صلت گوید مگر چو من نرسید اندرین دیار. فرخی. درین دو مه که من اینجا مقیمم از کف او بکام دل برسیدند زایرین پنجاه.فرخی. امید زایر تو رنجه گشت و خیره بماند ز بسکه کرد بدریای بخشش تو شنا.فرخی. ندیده ست هرگز چنو هیچ زایر عطا بخشی آزاده ای زرفشانی.فرخی. مالی بزایران و شاعران بخشید. (تاریخ بیهقی). || کسی که بدیدن مقبرهٔ مقدس میرود. (فرهنگ نظام). آنکه بزیارت کعبه یا یکی از مشاهد متبرکه یا شاهی بزرگ شده است. معتمر. رجوع به زایران شود.
[ یِ ] (اِخ) زائر. شاعری ایرانی است که در هندوستان بسیاحت پرداخته و این بیت از او است: از بس که رخت را عرق شرم، حجابست عکس تو در آئینه چو گل در ته آبست. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ یِ ] (اِخ) زائر. محمد فاخر. شاعری هندی، از اللََّه آباد هند است و در ۱۱۶۴ م. وفات یافته است. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ یِ ] (اِخ) زائر. تخلص شاعری است هندی. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «زایر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید