معنی زایدهٔ کبد

معنی زایدهٔ کبد

7 بازدید
[ یِ دَ / دِ یِ کَ بِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) زائدة الکبد. پاره ای از جگر جدا متعلق بدان. اوالصواب بالراء و آن را زیادة الکبد هم گویند، ذکره الکرمانی. (منتهی الارب). جگرگوشه. (دهار). زیادة الکبد پاره ای است از جگر و آن را زیاده گویند زیرا زائد بر سطح جگر است و جمع آن زیاید است و آنرا زائد نیز گویند و جمع آن زوائد است. و در تهذیب آمده: جمع زائدة الکبد را «زواید» گیرند. و دیگری گوید: زایدة الکبد پارهٔ کوچکی است در کنار جگر. (تاج العروس). رغابی. (منتهی الارب). پارهٔ جدای از جگر و متعلق بدان. ج، زواید. (ناظم الاطباء). رجوع به زائدة الکبد، زیادة، رغابی و زایدة شود.

کلمات هم‌قافیه با «زایدهٔ کبد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید