معنی زایدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) زاده شدن. (ناظم الاطباء). زادن. (حاشیه برهان چ معین): و بسیاران در زایدن او شادناک شوند. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۸). زایدن یسوع مسیح چنین بود. (ترجمه دیاتسارون). || زاییدن. مجازاً، تولید کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زایدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر