معنی زای

معنی زای

5 بازدید
(حرف، اِ) لغتی است در حرف «ز» و این لغات نیز در وی هست: زاء؛ زا، زَیّ، زءٍ. (منتهی الارب). و جمع آن: اَزْوَاء، اَزْیاَء، اَزْوٍ، ازیٍ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). و گویند: هذه زایٌ فزیّها؛ یعنی آن را بزاء بخوان. (اقرب الموارد): همیشه تا نقطی برزنند بر سر زای همیشه تا سه نقط برنهند بر سر شین.فرخی. و رجوع به «ز» شود.
(نف مرخم) زاینده. (شرفنامهٔ منیری). زاینده. و همیشه در ترکیب استعمال میگردد. (ناظم الاطباء): چون توئی هرگز نبیند عالم فرزانه بین چون توئی هرگز نزاید گنبد آزاده زای. سنائی. جویبار تو گهرسنگ شده دریاوار شاخسار تو صدف وار شده گوهرزای.انوری. آنکه با نقش وجودش ورق فتنه نشست عالم نایبه بخش و فلک حادثه زای.انوری. عقبت نیست زانکه هست عقیم از نظیر تو، چرخ نادره زای.انوری. مطلع برج سعادت، فلک اختر سعد بحر دردانهٔ شاهی، صدف گوهرزای.سعدی. نگویمت چو زبان آوران رنگ آمیز که ابر مشک فشانی و بحر گوهرزای.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «زای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید