معنی زاولی
6 بازدید
[ وُ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به شهر زاول، زابلستانی. || مقامی است در موسیقی و رجوع به آهنگ، در لغت نامه شود. || یکی از جملهٔ هفت زبان پارسی که اکنون متروک است. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء): فرهنگ نویسان، زبانهای ایرانی، پهلوی، دری، پارسی و سغدی را با لهجه هائی که آنها را متروک خوانده اند: هروی، سکزی، زاولی و تعداد آنها را (پس از حذف بجای زبان سریانی که غیر ایرانی بود) به ۷ رسانیده در یک ردیف نام برده اند. (از مقدمهٔ برهان قاطع چ دکتر معین ص ۳۰). و در حاشیهٔ ج ۲ ص ۱۰۰۱ از کتاب مذکور ذیل زاول آمد: مارکوارت گوید (شهرستانهای ایرانشهر ص ۸۹۰): در زاولستان لهجه های ایرانی مخصوصی تکلم میشد که آن را زاولی گویند و ما آثاری از آن در دست نداریم.
کلمات همقافیه با «زاولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر