معنی زاوش
6 بازدید
[ وُ ] (اِخ) نام کوکب مشتری است. (برهان قاطع). نام ستارهٔ مشتری است که لفظ دیگرش برجیس است. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام). آقای پورداود آرد: کلمهٔ زاوش یا زواش که در همهٔ فرهنگها ضبط است و شعرای قدیم بمعنی مشتری استعمال کرده اند بنظر میرسد که مانند کلمات درهم و دینار و الماس و دیهیم و غیره اصلاً یونانی و از زوس sueZ (خدای بزرگ) مشتق باشد. (یشتها ج ۱ ص ۲۳ از حاشیهٔ دکتر معین بر برهان قاطع): فلک سادس است زاوش را که دهنده است دانش و هش را.سنائی.[ وُ ] (اِ) بلغت بربری، گنجشک است. (از دزی ص ۵۷۷).
کلمات همقافیه با «زاوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر