معنی زاوج
8 بازدید
[ وُ ] (اِ) فرمانده ده مرد. || چاووش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زاوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر