معنی زاهری

معنی زاهری

7 بازدید
[ هِ ] (اِ) بوی خوش را گویند و بجای راء بی نقطه زای نقطه دار هم آمده است. (برهان قاطع) (رشیدی). مأخوذ از تازی، بوی خوش. (ناظم الاطباء). بوی خوش باشد. (لغت فرس اسدی ص ۵۲۷). بوی خوش باشد و ممکن است مأخوذ از لفظ زهر بمعنی شکوفهٔ عربی باشد. (فرهنگ نظام). قسمی عطر و بوی خوش. (از صحاح الفرس): تا پدید آمدت امسال خط غالیه بوی غالیه خیره شد و زاهری عنبر خوار. عمارهٔ مروزی. و رجوع به آثار و احوال رودکی ص ۱۱۹۵ شود. || (حامص) روشنائی. (ناظم الاطباء).
[ هِ ری ی ] (ص نسبی) منسوب به زاهر و لقب جمعی از محدثان و فقها است که منسوب اند به زاهربن عمرو کندی مولای عمروبن حمق یا زاهربن اسود صحابی و یا ابوعلی زاهر و یا وادی واقع میان مکه و تنعیم. رجوع به ذیل هر یک از این عناوین شود.
[ هِ ری ی ] (اِخ) دندانقانی محدث متوفی در ۴۲۹ هـ . ق. است. (تاج العروس). سمعانی آرد: اسماعیل بن محمدبن احمد دندانقانی مکنی به ابوالقاسم فرزند محمدبن احمد زاهری دندانقانی و از ثقات راویان حدیث است وی بیشتر در قریه و گاهی نیز در شهر درس حدیث میگفت. حدیث را نزد پدرش و نیز نزد ابوابراهیم اسماعیل بن بیان محبوبی، ابواحمد عبدالرحمن بن احمد شیرنجشیری و ابوبکر عبداللََّه بن احمد قفال و ابومنصور احمدبن فضل بروجردی و ابوبکر محمدبن حسین عنونة الانباری و ابومسلم غالب بن علی زاهری فراگرفت و جمعی از قدما مانند جد من ابوالمظفر سمعانی و پدرم از وی حدیث شنیده اند. من خود بواسطهٔ عمویم شهید و همچنین بواسطهٔ ابوبکربن احمدبن محمدبن سیار جرجردی و ابوالفتح میمون بن عبداللََّه دبوسی و ابومحمد حسن بن محمدبن شعیب و ابوالفضل محمدبن علی بن منصور غازی و جمعی دیگر از وی روایت شنیده ام. (از انساب سمعانی).
[ هِ ری ی ] (اِخ) حسن بن یعقوب بن سکن مکنی به ابوعلی و منسوب به جدش زاهری بخاری است و از ابوبکر اسماعیلی و دیگران روایت دارد. (تاج العروس). سمعانی آرد: حسن بن یعقوب بن سکن بن زاهر، اهل بخارا و منسوب است بجد اعلای خود زاهر. از ابوذر عماربن محلد بغدادی و ابوبکر احمدبن محمدبن اسماعیل اسماعیلی و ابواسحاق ابراهیم بن محمد زاهری یا رازی و جمعی دیگر حدیث شنید و ابومحمد عبدالعزیزبن محمدبن محمد نخشبی حافظ در بخارا از وی حدیث فراگرفت. وی در ۴۵۰ یا پس از آن وفات یافته است. (از انساب سمعانی). و رجوع به زاهر بخاری شود.
[ هِ ری ی ] (اِخ) رجوع به زاهربن محمد ابوالعباس شود.
[ هِ ری ی ] (اِخ) غالب بن علی زاهری مکنی به ابومسلم از مشایخ حدیث اسماعیل زاهری فرزند محمدبن احمد زاهری دندانقانی است. (از انساب سمعانی). و رجوع به زاهری (محمدبن) و زاهری (اسماعیل بن محمد) شود.
[ هِ ری ی ] (اِخ) محمدبن احمدبن محمد دندانقانی متولد در ۳۳۶ هـ . ق. و متوفی در ۴۲۹ هـ . ق. مردی عالم و زاهد و واعظ و محدث و از شاگردان ابوعلی زاهر فقیه سرخسی است. وی فقه و حدیث را نزد ابوعلی فرا گرفت و از این روی او و فرزندش ابوالقاسم به زاهری شهرت یافتند. از استاد خود ابوعلی زاهر و جمعی دیگر از مراوزه (مرویان) مانند ابوالعباس احمدبن سعید معدانی و ابوالقاسم بن محمد مفسر نیشابوری نقل حدیث کرده است و فرزند وی ابوالقاسم زاهری و همچنین ابوحامد احمدبن محمدشجاعی و ابوالفضل محمدبن احمدبن ابی جعفر طبسی و دیگران از وی روایت دارند. (از انساب سمعانی). و رجوع به زاهری اسماعیل شود.
[ هِ ری ی ] (اِخ) محمدبن احمدبن محمدبن سنان (نوهٔ محمدبن سنان) زاهری از محدثین است. (ریحانة الادب). و رجوع به زاهری (محمدبن سنان) شود.
[ هِ ری ی ] (اِخ) محمدبن سنان بن ظریف از فرزندان زاهربن عمرو مولای عمروبن حمق است و نجاشی و دیگران از وی یاد کرده اند. (از اعیان الشیعه). و رجوع به ریحانة الادب شود.

کلمات هم‌قافیه با «زاهری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید