معنی زاهد خشک
10 بازدید
[ هِ دِ خُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از زاهدی است که نهایت اهتمام در زهد و پرهیزکاری داشته باشد. (برهان قاطع). زاهدی که نهایت اهتمام بزهد داشته باشد. (فرهنگ رشیدی). || زاهد بی درد. (برهان قاطع). زاهد جاهل. (برهان قاطع) (شرفنامهٔ منیری). زاهد بی درد و جاهل و بی ذوق. (ناظم الاطباء). پارسائی که ظاهر شریعت را فهمیده از باطن آن خبر ندارد. (فرهنگ نظام). کنایه از زاهدی که در کار خود اهتمام تمام داشته باشد لیکن از دولت عشق بی بهره است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «زاهد خشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر