معنی زاهدکوه
5 بازدید
[ هِ دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از خورشید جهان آرا باشد. (آنندراج) (برهان قاطع). آفتاب. (فرهنگ رشیدی). منزوی در کوه. (کشف اللغات): زاهد کوه آستینی برفشاند زو کلید خمستان بیرون فتاد. خاقانی. و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۱۳ شود.
کلمات همقافیه با «زاهدکوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر