معنی زانو در گل نشستن
6 بازدید
[ دَ گِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) کنایت از عاجز بودن از انجام کار یا اثبات مدعائی. کاری از پیش نبردن. پای در گل ماندن : جبههٔ عقل و جنون در گرو تسلیم اند زانوئی نیست که در گل ننشیند اینجا. ملا قاسم مشهدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زانو در گل نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر